درباره نویسنده
لاله محمودی
I love cinema and theater.Istudied goverment management. I have played piano since 3years ago
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • لاله محمودی
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • صبوری
  • اخراجی های 3 و باز هم سرو صدا
  • کلاه پهلوی؛ هزینه ای که بر باد می رود
  • سریال 24 و معجزه دوبله ایرانی
  • جادوی یک صدای آشنا در سالن تاریک سینما
  • آهنگ جدید سیاوش قمیشی به نام "بی تو"
  • باز سلام
  • دیدار
  • خداحافظ
  • آرزو
  • دلتنگی
  • بی وفايی
  • دلگیری
  • بازهم آمدم
  • بازگشت ...
  • آغازی دوباره
  • گلایه
  • غم و غصه
  • دنيای وبلاگ نويسی
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • تیر ٩٠
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • تیر ۸٩
  • دی ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • دی ۸٦
  • تیر ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • تیر ۸٥
کدهای اضافی کاربر



نوشته های خط خطی
دلتنگی های یک مردادی
صبوری
نویسنده: لاله محمودی - پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠

کم طاقتی عادت آن روزهایت بود.
این روزها
برای گرفتن خبری از من
عجیب صبور شده ای

نظرات ()



اخراجی های 3 و باز هم سرو صدا
نویسنده: لاله محمودی - جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩

اینروزها شروع فیلمبرداری قسمت سوم از فیلم اخراجی ها کلی سرو صدا به پا کرده است. مسعود ده نمکی کارگردان این فیلم که تاکنون موفق شده تا دو فیلم میلیاردی سینمای ایران را که از قضا پرفروش ترین فیلمهای تاریخ سینمای ما هستند بسازد علاقه وافری به تبلیغات و جار و جنجال و حاشیه سازی دارد و این مساله را باید از نقاط ضعف و یا قوت ده نمکی محسوب کرد که همواره در هر پست و مقامی که بوده و به هر فعالیتی دست زده آن فعالیت همراه با حاشیه های ریز و درشت فراوانی بوده است و صد البته اخراجی های سوم مسعود خان ده نمکی هم از این قاعده مستثنی نیست.

قراداد سفید امضای امین حیایی که معمولا اینگونه قراردادها در فوتبال ما رایج است که برخی مربیان و بازیکنان برای نشان دادن مرام و معرفت خود و علاقه ای که به باشگاه مورد نظر دارند سفید امضا می کنند (والبته بعدها معلوم می شود که اینگونه نیست و طرف پول کلانی هم گرفته) یکی از حاشیه های رنگارنگ اخراجی ها بود و پس از آن اعلام ارژنگ امیر فضلی مبنی براینکه حتی یک ثانیه در یک سکانس از این قسمت هم بازی ندارد بر حاشیه های آن اضافه کرد. مسدود ساختن تونل رسالت برای فیلمبرداری نمایی که طرفداران انتخاباتی دو کاندیدا به خیابان آمده اند سبب شد تا این تونل که یکی از شاهرگهای اصلی ارتباطی در تهران است در ساعات اولیه صبح که پیک کاری مردم است و خودبخود این مسیر پرترافیک است چنان شلوغ شود که برای چند ساعت مسدود بماند و همه اینها در روزهایی اتفاق افتاد که تهران به دلیل آلودگی بیش از حد نای نفس کشیدن نداشت. اما یکی از حاشیه های مهم اخراجی ها تا این لحظه و زمان نگارش مطلب عدم حضور اکبر عبدی است که نقش طنازانه بایرام را در اخراجی های 1 و 2 بازی میکرد. عوامل و دست اندرکاران اخراجی ها هنوز نتوانسته اند اکبر عبدی را پای میز مذاکره بکشانند و شایعات حاکی از آن است که عبدی شرط حضور در این فیلم را سهیم شدن در بخش از فروش فیلم عنوان کرده. شرطی که به مذاق ده نمکی که اینبار علاوه بر کارگردانی تهیه کنندگی فیلم را نیز بر عهده دارد خوش نیامده و رد پیشنهاد اکبر عبدی سبب شده تا فیلمبرداری اخراجی های 3 بدون عبدی آغاز شود.

البته این مساله که برخی بازیگران مطرح سینمای جهان بخشی از فروش فیلم را نیز به عنوان سهم خود طلب کرده و تهیه کنندگان فیلمها نیز با آغوش باز این مساله را پذیرفته و در قرارداد این بازیگران لحاظ می کنند در سینمای دنیا و به ویژه امریکا امری متداول پیش افتاده و بسیار رایج است . اما به هر حال اکبر عبدی هم که همواره در طرح برخی مسائل مربوط به دستمزد از سالیان گذشته در سینمای ایران خط شکن بوده در این زمینه هم کوتاه نیامده و چنانچه ده نمکی به حضور اینگونه عبدی در اخراجی های 3 راضی شود آنگاه باب جدیدی در سینمای ایران گشوده خواهد شد که مثبت یا منفی بودنش را باید در آینده قضاوت کرد.

به هر حال سرو صدای اخراجی های 3 تا زمان اکران که احتمالا سال آینده است ادامه خواهد یافت و علاقه مندان سینمای ایران می بایست این سر و صدا بیش از اندازه و استاندارد سینمای ایران را تحمل کنند!

نظرات ()



کلاه پهلوی؛ هزینه ای که بر باد می رود
نویسنده: لاله محمودی - جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩

 مجموعه تلویزیونی «کلاه پهلوی» جزء پروژه‌های الف سیما محسوب می‌شود که حدود 5 سال مرحله تصویربرداری آن به طول انجامید. این سریال یکی از مجموعه‌های پر بازیگر محسوب می‌شود که در برخی از سکانس‌های آن حدود 400 هنرور حضور داشته‌اند. سریال «کلاه پهلوی» به تهیه‌کنندگی «محمدرضا تخت‌کشیان» در30 قسمت 50 دقیقه‌ای برای گروه فیلم و سریال شبکه اول سیما تهیه می‌شود و گروه در حال حاضر مشغول رایزنی برای انتخاب آهنگساز آن هستند. کلاه پهلوی داستان جوانی به نام «فرخ» است که پس از ادامه تحصیل در فرانسه به ایران می‌آید و در شهری کوچک فرماندار می‌شود. در همین زمان فرمان کشف حجاب از سوی رضاخان صادر شده و او موظف به اجرای این فرمان است اما ...

اما آنگونه که در خبرها آمده قرار است تا صحنه های پایانی این سریال در فرانسه گرفته شود و پرونده تصویربرداری کلاه پهلوی در بهمن ماه امسال مختومه گردد. ولی مساله و سئوال بزرگی که باقی می ماند این است که این مجموعه هر قدر هم فاخر و وزین و تاریخی بوده نمی بایست تولیدش بیش از 5 سال به طول انجامد و هنوز هم به پایان نرسد و بعید هم نیست که پس از پایان بهمن ماه دلیل دیگری برای مردم آورده شود که تصویربرداری کلاه پهلوی به پایان نرسیده و چه و چه که البته اگر اینگونه شود جای تعجبی ندارد. سید ضیا الدین دری را پیش از این با سریال کیف انگلیسی در تلویزیون دیده بودیم. وی سابقه موفقی در سینمای ایران ندارد و تنها یادگار او نیزدر تلویزیون  کیف انگلیسی است که فارغ از پیامهای محتوایی مستتر در آن ساختار مناسبی داشت. اما آیا کلاه پهلوی نیز می تواند در زمانه حال موفقیت کیف انگلیسی را تکرار کند؟ آیا سریالی که تصویربرداریش از 5 سال آغاز شده می تواند جذابیت های داستانی و تصویری و محتوایی برای مخاطبش داشته باشد؟ با گریم بازیگران که در این 5 سال به هر حال شکسته شده اند چه کردهاند؟ راکوردها چگونه حفظ شده؟ و... انبوهی از سئوالات که فقط و فقط پخش عمومی کلاه پهلوی می تواند پاسخگوی ان باشد و ما می توانیم تنها امیدوار باشیم که کلاه پهلوی بتواند حداقل پهلو به پهلوی کیف انگلیسی بایستد که اگر چنین نشود انگاه باید به حال هزینه میلیاردی که برای ساخت این سریال صرف شد و بر باد رفت افسوس خورد و بس!

نظرات ()



سریال 24 و معجزه دوبله ایرانی
نویسنده: لاله محمودی - پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩

نزدیک به 6 ماه است  سریال 24 که به عنوان تحسین شده ترین سریال جهان از سوی مردم- کارشناسان و منتقدان شناخته شده میهمان مردم ایران در شبکه سینمای خانگی کشور است.

علاقه مندان سریال های خارجی با این سریال و ماجراهایی که جک باوئر با آنها دست و پنجه نرم می کند به خوبی آشنا هستند. این سریال که پخش خود را از سال 2001 آغاز کرد دارای داستانی پرکشش و سراسر تعلیق است که با ساختاری منسجم بیننده را قسمت به قسمت پای صفحه تلویزیون میخکوب می کند و او را برای دیدن ادامه ماجراها به خوبی ترغیب می سازد. کارگردانی قوی- فیلمنامه منسجم- انتخاب بازیگر مناسب و بازی های بسیار خوب و از همه مهمتر تولید حرفه ای سبب شده تا 24 به حق عنوان ستایش شده ترین سریال جهان را در قرن 21 تا امروز از آن خود سازد. فارق از این نکته که محتوای داستان ترویج کننده یک ایدئولوژی خاص بوده که مد نظر زمامداران آمریکایی است و باید در زمان مناسب به آن پرداخته و از سوی صاحبنظران مورد نقد و بررسی قرار گیرد باید بگوییم آن چیزی که سبب شده تا امروز سریال 24 در کشورما طرفدارن زیادی پیدا کند و روز به روز بر تعداد این طرفداران نیز افزوده شود قبل از هر چیزی نه ساختار و نه فیلمنامه و نه کارگردانی و نه تولید آن بلکه جادو و معجزه ای است که جمعی از دوبلورهای ایرانی با هنرمندی هر چه تمام خلق کرده اند و بدون شک دلیل اصلی تمایل وافر و اشتیاق فراوان تماشاگر ایرانی قبل از هر چیز شنیدن صداهایی است که بر جان و تن بازیگران نقش های مختلف نشسته و آنها را بسیار باورپذیر ساخته است.

استاد بهرام زند پیشکسوت دوبله ایرانی به همراه چهل تن از همکارانش که هر کدام به تنهایی وزنه ای تعیین کننده در عرصه دوبله کشور هستند چنان شاهکاری به خرج داده که تماشاگران ایرانی جک باوئر و نینا مایرز و تونی آلمیدا و سایر آدمهای خوب و بد و خاکستری داستان را جزیی از آدمهای اطراف خود می دانند و این مساله جز با هنر دوبله میسر نشده است. و البته هنر دیگر این هنرمندان نیز تغییر بخشهایی از داستان است که می توانست در ایران مساله ساز شود و تغییر نام برخی بدمن های سریال و حتی تغییر منطقه جغرافیایی را شامل شده تا این سریال با کمترین ممیزی از  دالان نظارت عبور کند و به دست مخاطبان ارانی در شبکه سینمای خانگی برسد. حتی موفقیت این سریال و دوبله اعجاز برانگیز آن سبب شده تا تعدادی از شبکه های ماهواره ای به شکل کاملا غیر قانونی و غیر مجاز این سریال را با دوبله ایرانی به روی آنتن بفرستند و جالب اینکه نتیجه تحقیقات شرکت ارائه کننده این سریال نشان داده در زمانهایی که شبکه هایی مانند فارسی وان سریال 24 را با زبان اصلی و یا با زیرنویس فارسی به روی آنتن خود می فرستند با کمترین اقبال عمومی مواجه می شوند و همین مساله اثبات می کند که چنانچه مسئولان بخواهند با شبکه های ماهواره ای فارسی زبان مقابله کنند یکی از راههای آن توجه به آثار برتر سینمای جهان و سریال های موفق است که می تواند با انجام ممیزی لازم و حداقلی و دوبله با کیفیت سکه اینگونه شبکه را از رونق بیندازد. این امر تنها و تنها نیاز به کمی اعتماد  دارد و  مقابله با برخی دیدگاههای عقب مانده و نتیجه اش هم از قبل مشخص است که نوید بخش شکست شبکه های ماهواره ای در جذب مخاطب ایرانی خواهد بود. چرا که از قدیم الایام گفته اند: هنر نزد ایرانیان است و بس!

نظرات ()



جادوی یک صدای آشنا در سالن تاریک سینما
نویسنده: لاله محمودی - پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩

فیلم سن پطرز بورگ ساخته بهروز افخمی که تا چندی پیش بر روی پرده سینما ها بود (و البته ممکن است در زمانی که شما این مطلب را می خوانید هنوز هم در چند سینما به روی پرده باشد) با همه نقایص و ضعفها و بدیهایش یک نکته مثبت و ویژه داشت که تا مقدار بسیار زیادی سبب می شد تا بیننده نقایص فیلم رافراموش کندو این نکته ویژه حضور یک صدای آشنا در لابلای فیلم بود.

پیمان قاسم خانی و محسن طنابنده در صحنه سن پطرزبورگ

بخشهایی از داستان این فیلم توسط یک راوی برای تماشاگران بیان می شود و روایت مربوط به بخشهایی است که نیاز است تا مخاطب به دل تاریخ برود و برخی اتفاقات تاریخی را ببیندو بشنود و مجددا به زمان حال و داستان فیلم بازگردد تا کلید بسیاری از معماها برایش گشوده شود و بگذریم که این روایت های تاریخی هم منطبق با واقعیت نیست و کاملا در خدمت فضای فانتزی و طنز موجود در فیلم است و از همین رو وقتی با صدای ویژه راوی، این بخشها بازگو می شود سالن و تماشاگرانش مانند بمبی از خنده منفجر می شوند. صدای این روای کسی نیست جز ناصر صهماسب. مردی که بسیاری از نسل های امروز و دیروزهنرنمایی ویژه اش را در سری فیلمهای هارولد لوید یکی از اسطوره های طنز در دوران سینمای صامت شناختند و به واقع بیش از نیمی از موفقیت هارولد لوید در ایران ناشی از صدا و لحن و بیان ویژه ناصر طهماسب بود که بسیار خوب به روی صورت و رفتار این شخصیت نشسته بود.

استاد ناطر طهماسب

با ورود سیستم صدابرداری صحنه در اواخر دهه 60 اندک اندک سازندگان فیلمهای سینمایی در ایران رابطه خود را با دوبلورها قطع کردند و جز در موارد بسیار اندکی تماشاگران نمی توانستند این صداهای آشنا را بشنوند مگر در فیلمها و سریالهای خارجی تلویزیون و از اوایل دهه 80 نیز در فیلمها و سریالهای شبکه نمایش خانگی. اما پس از سالها بهروز افخمی با سن پطرز بورگ مجددا این رابطه را زنده کرد و از صدای ماندگار ناصر طهماسب به نحو بسیار بارز و درخشانی در جهت پیشبرد داستان فیلمش و ارتباط بهتر مخاطب با داستان بهره برد و از همینجاست زمانی که تماشاگر در سالن تاریک سینما با تصاویر آرشیوی و قدیمی و اطلاعات کاملا نادرست و طنازانه ای که در این بخش وجود دارد مواجه می شود و می شنود که صدای ویژه ناصر طهماسب نیز به این بخش گره خورده در آن تاریکی دچار حس بسیار خوبی شده و خاطرات سینمای صامت برایش زنده می شود و نوستالژی بسیار زیبایی آفریده می شود که مدیون وقت شناسی بهروز افخمی است. و شاید به جرات بتوان گفت که بهترین بخش یا بخش های موجود در سن پطرز بورگ همان بخشهای روایت تاریخی است که صدای ناطر طهماسب بر ان چیره شده است. اگر هنوز این فیلم بر روی پرده است توصیه می کنیم لذت شنیدن این صدا را در سالن سینما از دست ندهید چرا که شنیدن آن با بهترین سیستم های صوت و پخش خانگی احتما قریب به یقین حس متفاوتی را به شما خواهد داد.

نظرات ()



آهنگ جدید سیاوش قمیشی به نام "بی تو"
نویسنده: لاله محمودی - دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٩

دو دریچه دو نگاه دو پنجره

دو رفیق دو همنشین دو هنجره

دو مسافر دو مسیر زندگی

دو عزیز دو همدم همیشگی

با هم از غروب و سایه رد شدیم

غصه ی عاشقی رو بلد شدیم

فکر می کردیم آخر قصه اینه

جز خدا هیشکی ما رو نمی بینه

دو غریبه دو تا قلبه در به در

دو تا دلواپس این چشمای تر

دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین

دوتا دور افتاده ی تنها نشین

عاقبت جدا شدن دستای ما

گم شدیم تو غربت غریبه ها

آخر اون همه لبخند و سرود

چشمای پر حسادته زمونه بود 

نظرات ()



باز سلام
نویسنده: لاله محمودی - دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٩

سلام به همه دوستای خوبم 

تصمیم گرفتم که از این به بعد وبلاگمو تند تند آپ کنم 

به شرطی که شما دوستای عزیزم هم نظراتتون را بگین 

نظرات ()



دیدار
نویسنده: لاله محمودی - شنبه ٧ دی ۱۳۸٧

بعداز مدتها  یعنی حدود سه چهار ماه که یکی از دوستای عزیزمو ندیده بودم را دیدم .

خیلی  سخته دوری از آدمی که چهار پنج سال اینقدر باهاش صمیمی باشی که وقتی نباشه تمام حرفها و دردل هاتو نتونی به کسی بگی . تازه الان وقتی این دوستم از من دور بود فهمیدم که چه کسی را از دست دادم .

الان از همین جا بهش می گم که خیلی دوستش دارم و دوستش خواهم داشت . مرسی دوستم به خاطر همه چیز.قلبچشمکلبخند

نظرات ()



خداحافظ
نویسنده: لاله محمودی - یکشنبه ٩ تیر ۱۳۸٧

دیگه دنبالم نباش بزار تا آروم بگیرم

دیگه دنبالم نباش بزار تا از پیشت برم

تو برام تموم شدی بزار تا از پیشت برم

دوست ندارم که دیگه تو رو تحملت کنم

دلم آروم میگیره اگه فراموشت کنم

تو برام تموم شدی دیگه به فکر من نباش

لحظه های آخره دارم می رم یواش یواش

نظرات ()



آرزو
نویسنده: لاله محمودی - جمعه ۱٠ خرداد ۱۳۸٧

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، ‏‎
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، ‏‎
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، ‏‎
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی‎.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، ‏‎
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی‎. ‎
برایت همچنین آرزو دارم دوستانی داشته باشی، ‏‎
از جمله دوستان بد و ناپایدار، ‏‎
برخی نادوست، و برخی دوستدار‎
که دستکم یکی در میانشان‎
بی‌تردید مورد اعتمادت باشد‎.‎
و چون زندگی بدین گونه است، ‏‎
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، ‏‎
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، ‏‎
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد، ‏‎
که دست کم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد، ‏‎
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی‎
نه خیلی غیرضروری، ‏‎
تا در لحظات سخت‎
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است‏‎
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگه‌دارد
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی‎
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند‎
چون این کارِ ساده‌ای است، ‏‎
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می‌کنند‎
و با کاربردِ درست صبوری‌ات برای دیگران نمونه شوی‎.‎
و امیدوارم اگر جوان هستی‎
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی‎
و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمائی اصرار نورزی‎
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی‎
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد‏‎
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند‎.‎
امیدوارم سگی را نوازش کنی‎
به پرنده‌ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی‎
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می‌ دهد‏‎.
چرا که به این طریق‎
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان‎.‎
امیدوارم که دانه‌ای هم بر خاک بفشانی‎
هرچند خُرد بوده باشد‎
و با روئیدنش همراه شوی‎
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد‎. ‎
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی‎
زیرا در عمل به آن نیازمندی‎
و برای اینکه سالی یک بار‎
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است‎»
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است‏‎!‎
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی‎
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی‎
که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان‎
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید‎.‎
اگر همه‌ی این‌ها که گفتم فراهم شد‎
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم‎...‎
بیایم کمی همدیگر و بیشتر دوست داشته باشیم و چشم دیدن شادی های همدیگر را داشته باشیملبخند

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »